نحوه مداخله در بحران خانواده همسایه


مداخله در بحران خانواده همسایه می تواند اقدامی حساس و چالش برانگیز باشد. حفظ امنیت خود و احترام به حریم خصوصی همسایه در این شرایط از اهمیت ویژه ای برخوردار است. در اینجا چند راهنمایی برای مداخله در بحران خانواده همسایه ارائه می شود:

۱. ارزیابی وضعیت:

  • آیا بحران جدی و خطرناک است؟ (مانند خشونت فیزیکی، تهدید جانی، سوء استفاده از کودک) اگر پاسخ مثبت است، فورا با پلیس یا اورژانس تماس بگیرید.
  • آیا بحران صرفا یک اختلاف و مشاجره است؟ اگر پاسخ مثبت است، می توانید با احتیاط بیشتری مداخله کنید.
  • چه اطلاعاتی در مورد خانواده همسایه دارید؟ (مانند سابقه خشونت، وضعیت روانی افراد، وجود کودک یا سالمند) این اطلاعات به شما کمک می کند تا تصمیم گیری بهتری داشته باشید.

۲. اقدامات اولیه:

  • تماس با پلیس یا اورژانس (در صورت وجود خطر): در صورتی که شاهد خشونت، تهدید جانی یا سوء استفاده باشید، فورا با پلیس یا اورژانس تماس بگیرید.
  • مداخله مستقیم (در صورت امن بودن): اگر احساس می کنید وضعیت امن است و می توانید کمک کنید، با احتیاط به همسایه ها نزدیک شوید.
    • در زدن: در بزنید و احوال آنها را بپرسید.
    • شنیدن: به حرف های آنها گوش دهید و سعی کنید آرامشان کنید.
    • پیشنهاد کمک: اگر می توانید، به آنها پیشنهاد کمک بدهید (مانند تماس با یک دوست یا بستگان، مراقبت از کودکان، تهیه غذا).
  • تماس با فرد مورد اعتماد: اگر خودتان نمی توانید مداخله کنید، با فرد مورد اعتمادی (مانند یکی از بستگان، دوست، همسایه دیگر) تماس بگیرید و از او بخواهید که کمک کند.

۳. رویکردهای مداخله:

  • مداخله غیرمستقیم:
    • تماس با خدمات اجتماعی: اگر نگران رفاه کودک یا سالمند هستید، می توانید با خدمات اجتماعی تماس بگیرید.
    • تماس با مراکز مشاوره: می توانید به خانواده همسایه پیشنهاد دهید که به مراکز مشاوره مراجعه کنند.
    • ارائه اطلاعات: می توانید اطلاعاتی در مورد منابع حمایتی (مانند خطوط تلفن بحران، مراکز اسکان اضطراری) در اختیار آنها قرار دهید.
  • مداخله مستقیم:
    • همدلی و حمایت: به همسایه ها نشان دهید که درکشان می کنید و از آنها حمایت می کنید.
    • تشویق به حل مسئله: به آنها کمک کنید تا راه حل های مناسبی برای حل مشکلات خود پیدا کنند.
    • میانجیگری: اگر احساس می کنید می توانید نقش میانجی را ایفا کنید، با احتیاط این کار را انجام دهید.

۴. نکات مهم:

  • امنیت خود را در اولویت قرار دهید: هرگز خودتان را در معرض خطر قرار ندهید.
  • حریم خصوصی همسایه را رعایت کنید: از پخش کردن اطلاعات مربوط به بحران خودداری کنید.
  • قضاوت نکنید: سعی کنید بدون قضاوت به حرف های همسایه ها گوش دهید.
  • صبور باشید: حل بحران های خانوادگی زمان می برد.
  • از کمک حرفه ای دریغ نکنید: اگر احساس می کنید وضعیت از کنترل خارج شده است، با متخصصان مشورت کنید.

۵. مثال ها:

  • شنیدن صدای مشاجره بلند: در بزنید و بگویید: “سلام، من نگران شدم. همه چیز خوبه؟”
  • مشاهده خشونت فیزیکی: فورا با پلیس تماس بگیرید.
  • شنیدن گریه کودک: در بزنید و بگویید: “سلام، من صدای گریه بچه شنیدم. می تونم کمکی بکنم؟”
  • نگرانی در مورد سالمند: در بزنید و بگویید: “سلام، من متوجه شدم که مدتیه شما رو ندیدم. همه چیز خوبه؟”

توجه: این راهنمایی ها فقط برای اطلاع رسانی هستند و جایگزین مشاوره حرفه ای نمی شوند. در صورت نیاز، با متخصصان مشورت کنید.

کمک هوش مصنوعی عالی است.

نوه ام از مادر پر استرس خود خشمگین است من چه کنم؟

متاسفم که این را می شنوم. این یک وضعیت پیچیده است و کمک به نوه تان نیازمند صبر، همدلی و یک رویکرد ظریف است. در اینجا مراحلی وجود دارد که می‌توانید برای کمک به او و حمایت از هر دوی آنها انجام دهید:

1. درک وضعیت:

  • به حرف نوه تان گوش دهید: بدون قضاوت به او فرصت دهید تا احساساتش را بیان کند. بپرسید که چرا عصبانی است و چه چیزی باعث ناراحتی او می شود.
  • وضعیت مادر را درک کنید: سعی کنید بفهمید چرا مادر نوه تان پر استرس است. آیا عوامل خارجی (مانند مشکلات مالی، کاری یا شخصی) بر او تأثیر می گذارند؟ استرس مادر می تواند ناخواسته بر رفتار او با فرزندش تأثیر بگذارد.
  • مراقب باشید سوگیری نداشته باشید: سعی کنید دیدگاه متعادلی داشته باشید و از طرف هیچ یک از آنها جانب‌داری نکنید. هدف شما کمک به حل مشکل است، نه مقصر دانستن کسی.

2. ارائه حمایت عاطفی:

  • همدلی نشان دهید: به نوه تان نشان دهید که احساسات او را درک می کنید. بگویید “می فهمم که عصبانی هستی” یا “حق داری این حس را داشته باشی.”
  • به او یاد دهید که احساساتش را به روشی سالم بیان کند: به او یاد دهید که به جای پرخاشگری، خشم خود را با صحبت کردن، نوشتن، نقاشی کردن یا انجام فعالیت های بدنی تخلیه کند.
  • امنیت و ثبات را فراهم کنید: به نوه تان اطمینان دهید که او را دوست دارید و از او حمایت می کنید. سعی کنید محیطی آرام و قابل پیش بینی برای او ایجاد کنید.

3. ایجاد ارتباط:

  • زمینه را برای گفتگو فراهم کنید: تلاش کنید مکالمات آرامش‌بخش و محترمانه‌ای بین نوه و مادرش ایجاد کنید، جایی که هر دو بتوانند احساسات خود را بیان کنند. نقش یک میانجی بی طرف را ایفا کنید.
  • مهارت های ارتباطی را آموزش دهید: به نوه تان بیاموزید که چگونه به طور مؤثر با مادرش ارتباط برقرار کند. به او یاد دهید که از جملات “من” استفاده کند (به عنوان مثال، “من احساس می کنم وقتی…”).

4. کمک به مادر:

  • پیشنهاد کمک عملی: از مادر نوه تان بپرسید که آیا می توانید به او در انجام کارهای روزمره، مراقبت از کودک یا سایر موارد کمک کنید تا استرس او کاهش یابد.
  • او را تشویق کنید تا از کمک حرفه ای استفاده کند: اگر استرس مادر نوه تان بسیار زیاد است، او را تشویق کنید تا از یک مشاور یا روانشناس کمک بگیرد.
  • به او یادآوری کنید که مراقبت از خودش مهم است: به مادر نوه تان یادآوری کنید که برای حفظ سلامتی و انرژی خود، به استراحت، تغذیه مناسب و انجام فعالیت های مورد علاقه اش نیاز دارد.

5. تعیین مرزها:

  • قوانین واضح تعیین کنید: مطمئن شوید که نوه تان می داند چه رفتارهایی قابل قبول هستند و چه رفتارهایی غیر قابل قبول.
  • پیامدها را اعمال کنید: اگر نوه تان رفتار نامناسبی داشت، پیامدهای مشخصی را اعمال کنید.
  • به طور مداوم رفتار کنید: مهم است که در اعمال قوانین و پیامدها ثابت قدم باشید.

6. صبر و شکیبایی:

  • بهبودی زمان می برد: تغییر رفتارها و الگوهای ارتباطی زمان می برد. صبور باشید و به تلاش های خود ادامه دهید.
  • پیشرفت های کوچک را جشن بگیرید: هر گونه پیشرفت مثبتی را که نوه تان یا مادرش انجام می دهند، تشویق کنید.

نکات مهم:

  • حریم خصوصی را رعایت کنید: در مسائل خصوصی بین نوه و مادرش دخالت نکنید، مگر اینکه از شما خواسته شود یا احساس کنید خطر وجود دارد.
  • از متخصص کمک بگیرید: اگر احساس می کنید وضعیت از کنترل خارج شده است، از یک مشاور کودک، روانشناس یا مددکار اجتماعی کمک بگیرید.

به یاد داشته باشید که شما نقش مهمی در حمایت از نوه تان و مادرش دارید. با صبر، همدلی و تلاش، می توانید به آنها کمک کنید تا رابطه سالم تری داشته باشند.

سوآل از GPTGAP

در برابر ریخت و پاش وسایل دختر 4 ساله ام چه کنم؟

ریخت و پاش وسایل در کودکان 4 ساله امری رایج است و نشانه‌ی بی‌نظمی ذاتی نیست. آن‌ها هنوز در حال یادگیری مهارت‌های سازماندهی و نظم هستند. واکنش شما به این رفتار بسیار مهم است و می‌تواند به یادگیری او در این زمینه کمک کند یا برعکس، باعث ایجاد مشکلات رفتاری شود. در اینجا چند راهکار برای مواجهه با این موضوع ارائه می‌دهم:

1. درک و صبر:

  • سن او را در نظر بگیرید: دختر 4 ساله شما هنوز خیلی کوچک است و انتظار داشتن نظم و ترتیب کامل از او، غیرمنطقی است. صبر و شکیبایی کلید اصلی است.
  • علت‌یابی: به جای تمرکز صرف بر ریخت و پاشی، سعی کنید بفهمید چرا این اتفاق می‌افتد. آیا او خسته است؟ آیا بازی‌ای که انجام می‌دهد، به‌طور طبیعی منجر به ریخت و پاش می‌شود؟ آیا مشکلی در خانه وجود دارد که او به این شکل ابراز می‌کند؟

2. آموزش و تمرین:

  • بازی‌های نظم دهی: بازی‌هایی طراحی کنید که او را به جمع‌آوری اسباب‌بازی‌هایش تشویق کند. مثلاً می‌توانید با هم مسابقه‌ی جمع‌آوری بگذارید یا از او بخواهید که اسباب‌بازی‌ها را به صورت مرتب در قفسه‌ها بچیند.
  • کمک در نظم دهی: به او کمک کنید تا وسایلش را جمع کند و به او نشان دهید که چگونه این کار را انجام دهد. از او بخواهید در کارهای خانه شرکت کند.
  • مثال زدن: به او نشان دهید که خودتان چگونه وسایل و محیط اطراف خودتان را مرتب می‌کنید. کودکان از طریق تقلید، بهتر یاد می‌گیرند.
  • آموزش مرحله به مرحله: به جای اینکه بخواهید یکباره همه چیز را مرتب کند، از او بخواهید که فقط چند اسباب بازی را جمع کند. به تدریج تعداد اسباب بازی ها را بیشتر کنید.
  • استفاده از جعبه‌ها و سبدها: از جعبه‌ها و سبدها با رنگ‌های شاد و جذاب استفاده کنید تا به او در سازماندهی اسباب‌بازی‌ها کمک کنید. به هر سبد یا جعبه برچسب بزنید تا او بداند که چه وسیله‌ای باید در کجای قرار گیرد.
  • انتخاب محدود: اگر او بیش از حد اسباب بازی دارد، می‌توانید تعدادی از آن ها را کنار بگذارید و فقط تعدادی از اسباب بازی‌های مورد علاقه‌اش را نگه دارید.

3. روش‌های تشویقی:

  • تشویق مثبت: به جای تمرکز بر اشتباهات، بر روی پیشرفت‌های او تمرکز کنید و او را به خاطر هر پیشرفتی، حتی کوچک، تشویق کنید.
  • برنامه‌ی پاداش: می‌توانید یک سیستم پاداش برای او طراحی کنید. مثلاً می‌توانید برای هر بار مرتب کردن وسایلش، به او یک ستاره بدهید و وقتی به تعداد مشخصی ستاره رسید، یک جایزه‌ی کوچک به او بدهید.
  • محیط مناسب: محیطی برای بازی او فراهم کنید که مناسب بازی باشد و احتمال ریخت و پاش در آن کمتر باشد. مثلاً یک فضای مشخص برای بازی او در نظر بگیرید و او را تشویق کنید که اسباب بازی‌هایش را در همان فضا نگه دارد.

4. چه کارهایی نکنید:

  • تنبیه شدید: تنبیه شدید، فقط باعث ایجاد ترس و اضطراب در او می‌شود و به یادگیری او کمکی نمی‌کند.
  • انتقاد زیاد: از انتقاد زیاد و سرزنش کردن او خودداری کنید. این کار فقط باعث دلسردی او می‌شود.
  • انتظار بی‌جا: انتظار نداشته باشید که او بتواند در کوتاه مدت، تمام مهارت‌های سازماندهی را یاد بگیرد. به او فرصت بدهید تا به‌تدریج این مهارت‌ها را یاد بگیرد.

مهمترین نکته، صبر و شکیبایی و ایجاد فضای مثبت و تشویقی است. با کمک این راهکارها و با گذشت زمان، دختر شما مهارت‌های سازماندهی را یاد می‌گیرد و ریخت و پاش وسایلش به مرور کمتر می‌شود.

شوهرم بی اجازه ام حوله حمام ام را استفاده می کنه

استفاده‌ی همسرتان از حوله حمام شما بدون اجازه می‌تواند دلایل مختلفی داشته باشد و واکنش شما هم باید بر اساس این دلایل و شخصیت خودتان و همسرتان انتخاب شود. بهتر است به جای واکنش‌های احساسی و ناگهانی، با آرامش و گفتگو این مسئله را حل کنید. در اینجا چند راهکار پیشنهاد می‌کنم:

1. گفتگوی آرام و محترمانه:

  • انتخاب زمان مناسب: زمانی را انتخاب کنید که هر دو آرامش داشته باشید و بتوانید به طور مؤثر با هم صحبت کنید. از لحنی آرام و محترمانه استفاده کنید و از کلمات تند و انتقادی پرهیز کنید.
  • بیان احساسات: به همسرتان بگویید که استفاده از حوله شما بدون اجازه، شما را ناراحت می‌کند. به او توضیح دهید که چرا این موضوع برای شما مهم است. شاید برای شما مسئله‌ی بهداشت فردی یا حریم خصوصی مهم است.
  • شنیدن دیدگاه او: به همسرتان فرصت دهید تا دیدگاه خود را بیان کند. شاید دلیل خاصی برای این کار دارد که شما از آن بی‌خبر هستید. شاید او از کمبود حوله یا دسترسی به حوله تمیز شکایت دارد. با دقت به حرف‌های او گوش کنید.
  • یافتن راه حل مشترک: با هم تلاش کنید تا راه حلی مشترک برای این مشکل پیدا کنید.

2. راه حل‌های عملی:

  • خرید حوله‌های بیشتر: اگر مشکل کمبود حوله است، می‌توانید حوله‌های بیشتری بخرید تا هر دوی شما حوله کافی داشته باشید.
  • مشخص کردن حوله‌ها: می‌توانید حوله‌های خود را با برچسب یا روش دیگری از حوله‌های همسرتان جدا کنید تا به راحتی قابل تشخیص باشند.
  • تعیین مکان مشخص برای حوله‌ها: می‌توانید برای هر یک از شما، جای مخصوصی برای حوله‌ها در نظر بگیرید.
  • تمیز کردن مرتب حوله‌ها: اطمینان حاصل کنید که حوله‌های شما به طور مرتب شسته و تمیز هستند. این می‌تواند به جلوگیری از این مشکل کمک کند.
  • استفاده از روش غیرمستقیم: اگر از روبرو صحبت کردن با او خجالت می‌کشید یا حس می‌کنید که با این روش به نتیجه نمی‌رسید، می‌توانید به صورت غیر مستقیم و با گذاشتن یادداشت یا پیام کوتاه موضوع را مطرح کنید.

3. اگر گفتگو مؤثر نبود:

  • مشاوره: اگر با گفتگو به نتیجه نرسیدید، می‌توانید از یک مشاور خانواده کمک بگیرید. مشاور می‌تواند به شما در برقراری ارتباط مؤثرتر و حل مشکلاتتان کمک کند.

مهمترین نکته: احترام متقابل و ارتباط سالم کلید حل این نوع مشکلات است. به جای قضاوت و سرزنش، سعی کنید با همسرتان با ملایمت صحبت کنید و به دنبال راه حلی باشید که برای هر دوی شما قابل قبول باشد. استفاده از کلمات و لحنی محترمانه و گوش دادن فعال به صحبت‌های همسرتان می‌تواند به حل این مشکل کمک کند.

خواهرم در خانه پدر و مادرم زندگی میکند .ولیچون اونا فوت شده اند من سهم الارث خود را میخوام چه کنم؟

متاسفم برای فوت پدر و مادرتان. برای دریافت سهم الارث خود از خانه‌ی پدری، باید مراحل قانونی را طی کنید. این مراحل بسته به قوانین کشور محل سکونت شما متفاوت است، اما به طور کلی شامل موارد زیر است:

1. گواهی فوت: اولین قدم، تهیه‌ی گواهی فوت پدر و مادرتان از مراجع رسمی مانند ثبت احوال است.

2. شناسایی وراث: باید لیست کاملی از وراث قانونی تهیه کنید. این لیست شامل خود شما، خواهرتان و سایر وراث احتمالی (برادران، خواهران، همسر و فرزندان آنها در صورت وجود) است. شجره‌نامه‌ی خانوادگی می‌تواند در این مرحله مفید باشد.

3. گواهی انحصار وراثت: برای اثبات اینکه شما و سایرین وراث قانونی هستید، باید از دادگاه درخواست گواهی انحصار وراثت کنید. این گواهی نشان می‌دهد که چه کسانی وارث هستند و چه سهمی از اموال متوفی به آنها تعلق می‌گیرد. برای این کار نیاز به ارائه مدارک شناسایی، گواهی فوت، و احتمالا اسناد دیگر مربوط به خانواده خواهید داشت. دادگاه با بررسی مدارک، گواهی انحصار وراثت را صادر می‌کند.

4. تقسیم ارث: بعد از دریافت گواهی انحصار وراثت، می‌توانید اموال به جای مانده از پدر و مادرتان را تقسیم کنید. اگر توافق بین وراث وجود داشته باشد، می‌توانید با توافق اموال را تقسیم کنید. اما اگر توافقی صورت نگیرد، باید از طریق دادگاه، اموال تقسیم شود. در این حالت، دادگاه بر اساس قوانین ارث، اموال را بین وراث تقسیم می‌کند.

5. انتقال سند: پس از تقسیم اموال، باید سند مالکیت جدید برای سهم شما صادر شود. این کار معمولا از طریق ثبت اسناد و املاک انجام می‌شود.

نکات مهم:

  • مشاوره حقوقی: به شدت توصیه می‌شود که از یک وکیل متخصص در امور ارث و میراث مشورت بگیرید. وکیل می‌تواند در تمام مراحل قانونی به شما کمک کند و از حقوق شما دفاع کند. قوانین ارث پیچیده هستند و داشتن یک وکیل می‌تواند از بروز مشکلات و اختلافات جلوگیری کند.
  • مدارک: تمام مدارک مربوط به پدر و مادرتان، مانند شناسنامه، سند مالکیت خانه، وصیت‌نامه (در صورت وجود) و … را جمع‌آوری کنید.
  • سهم الارث: سهم الارث هر یک از وراث به قوانین ارث کشور شما بستگی دارد.

این مراحل به طور کلی توضیح داده شده‌اند و جزئیات آن ممکن است بسته به شرایط شما و قوانین محلی متفاوت باشد. بهتر است در اسرع وقت با یک وکیل مشورت کنید تا در مورد پرونده‌ی شما راهنمایی لازم را دریافت کنید. بدون کمک حرفه‌ای، ممکن است در طی کردن این مراحل با مشکل روبرو شوید.

بعد از فوت همسرم خانواده اش به من وبچه ها اعتنا نمی کنند

متاسفم برای از دست دادن همسرتان. اینکه بعد از فوت همسرتان، خانواده‌ی او به شما و بچه‌ها بی‌توجهی می‌کنند، بسیار دردناک و ناراحت‌کننده است. چندین عامل می‌تواند باعث این رفتار شود، از جمله:

  • غم و اندوه: ممکن است خانواده‌ی همسرتان در شوک و غم و اندوه عمیق باشند و هنوز نتوانند با این واقعیت کنار بیایند. ممکن است بی‌توجهی آنها ناشی از ناتوانی آنها در ابراز احساسات یا برخورد مناسب با موقعیت باشد.
  • اختلافات قبلی: شاید در گذشته بین شما و خانواده‌ی همسرتان اختلاف یا کدورت وجود داشته است که هنوز حل نشده باقی مانده است.
  • فرهنگ و سنت: برخی از فرهنگ‌ها و سنت‌ها باعث می‌شوند که خانواده‌ها بعد از مرگ یکی از اعضای خود، با سایرین به سختی ارتباط برقرار کنند.
  • نگرانی از آینده: شاید خانواده‌ی همسرتان نگران آینده‌ی مالی شما و فرزندانشان باشند و به همین دلیل از برقراری ارتباط اجتناب می‌کنند.
  • عدم آشنایی: ممکن است ارتباط شما با خانواده‌ی همسرتان پیش از این ضعیف بوده و شناخت کافی از هم نداشته باشید.

در هر صورت، بی‌توجهی آنها به شما و فرزندان شما قابل قبول نیست. در اینجا چند پیشنهاد برای شما وجود دارد:

  • تماس گرفتن و صحبت کردن: اگرچه آنها با شما تماس نمی‌گیرند، اما شما می‌توانید با آنها تماس بگیرید و با لحنی آرام و محترمانه با آنها صحبت کنید. به آنها بگویید که در این شرایط سخت به کمک و حمایت آنها نیاز دارید. از آنها بپرسید که آیا کاری برای شما وجود دارد که بتوانند انجام دهند.
  • حضور در مراسم: اگر مراسم یادبودی برگزار می‌شود، در آن شرکت کنید. این می‌تواند فرصتی برای ارتباط با خانواده‌ی همسرتان باشد.
  • فرهنگ‌سازی: سعی کنید از طریق ارتباط مداوم و محترمانه، فرهنگ و ارتباطات را بهتر کنید و از قضاوت‌های سریع خودداری کنید.
  • کمک گرفتن از دیگران: در این شرایط سخت به حمایت اطرافیان خود، مانند خانواده، دوستان یا مشاوران، نیاز دارید. از آنها کمک بگیرید و احساسات خود را با آنها در میان بگذارید.
  • توجه به نیازهای خود و فرزندانتان: در این شرایط، مهمترین چیز این است که شما و فرزندانتان از نظر عاطفی و مالی تامین باشید. برای دریافت حمایت قانونی و یا مالی می‌توانید از وکیل و یا سایر موسسات مرتبط کمک بگیرید.
  • مدارک و اسناد: تمام مدارک و اسناد مربوط به همسرتان را نگه دارید. این مدارک در آینده ممکن است برای شما مفید باشند.

اگر پس از تلاش‌هایتان، همچنان با بی‌توجهی خانواده‌ی همسرتان مواجه شدید، می‌توانید با مشاور خانواده صحبت کنید. مشاور می‌تواند به شما در مدیریت احساساتتان و یافتن راه‌های مناسب برای برقراری ارتباط با آنها کمک کند. در نهایت، فراموش نکنید که سلامت روانی شما و فرزندانتان در اولویت است. از کمک گرفتن از دیگران نترسید و مراقب خودتان باشید.

مادرم با خواهرم رابطه صمیمانه تر دارد تا با من و من در عجب ام.

احساس شما کاملا قابل درک است. اینکه مادر شما با خواهرتان رابطه‌ای صمیمانه‌تر از شما دارد، می‌تواند باعث ناراحتی و سردرگمی شود. چندین دلیل ممکن است برای این موضوع وجود داشته باشد:

  • شخصیت‌ها: ممکن است شخصیت شما و خواهرتان با شخصیت مادرتان متفاوت باشد و به همین دلیل ارتباط شما با او متفاوت باشد. برخی مادرها با افرادی که شبیه خودشان هستند، ارتباط راحت‌تری برقرار می‌کنند.
  • مناسبت‌های مختلف: ممکن است مادرتان در طول زندگی لحظات و مناسبت‌های خاصی را با خواهرتان شریک شده باشد که باعث تقویت پیوند بین آنها شده است.
  • نیازهای عاطفی: مادرها ممکن است به لحاظ عاطفی به فرزندانشان نیازهای متفاوتی داشته باشند و این نیازها به مرور زمان تغییر کند. شاید مادرتان در حال حاضر بیشتر به همراهی و صحبت با خواهرتان نیاز دارد.
  • فاصله‌ی فیزیکی: اگر شما و خواهرتان در فاصله‌های جغرافیایی متفاوتی از مادرتان زندگی می‌کنید، این ممکن است در میزان ارتباط شما با او تاثیر داشته باشد.
  • نقش‌های خانوادگی: گاهی اوقات یکی از فرزندان، نقش خاصی را در خانواده برعهده می‌گیرد که باعث می‌شود ارتباط قوی‌تری با والدین داشته باشد.
  • رویدادهای خاص زندگی: شاید رویدادهای خاص زندگی خواهرتان باعث شده باشد که مادر شما با او ارتباط عاطفی بیشتری برقرار کند.

چه کار می‌توانید انجام دهید؟

  • گفتگو: به طور آرام و بدون سرزنش، با مادرتان صحبت کنید و احساسات خود را با او در میان بگذارید. به او بگویید که رابطه‌ی او با خواهرتان چقدر برای شما محسوس و ناراحت‌کننده است. از او بپرسید که آیا دلیل خاصی برای این رفتار وجود دارد.
  • درک: سعی کنید مادرتان را درک کنید. ممکن است دلایل متعددی برای رفتار او وجود داشته باشد که شما از آنها بی‌خبر هستید. شاید به دنبال مقصر بودن نیستید، فقط می خواهید وضعیت بهتر شود.
  • ارتباط: سعی کنید با مادرتان بیشتر ارتباط برقرار کنید. زمان بیشتری را با او بگذرانید و در فعالیت‌های مشترک شرکت کنید. مهم است که به مادرتان نشان دهید که برای شما اهمیت دارد.
  • انتظارات: انتظارات خود را از رابطه‌ی خود با مادرتان تعدیل کنید. مهم نیست که آیا مادر شما می‌تواند با همه فرزندانش با یک میزان صمیمیت ارتباط برقرار کند یا خیر، مهم این است که شما احساس کنید که مادرتان به شما اهمیت می‌دهد.
  • تراپی: اگر احساس می‌کنید که به تنهایی نمی‌توانید با این موضوع کنار بیایید، از یک تراپیست یا روانشناس کمک بگیرید. او می‌تواند به شما در درک احساساتتان و یافتن راه‌های سالم برای کنار آمدن با آن کمک کند.

یادتان باشد که شما ارزش زیادی دارید و لیاقت عشق و توجه مادرتان را دارید. سعی کنید بر روی رابطه‌ی خود با مادرتان کار کنید و به دنبال تقویت آن باشید. اما اگر به نتیجه نرسیدید، قبول کنید که شاید نتوانید این ارتباط را به اندازه‌ی ارتباط خواهرتان با مادرتان صمیمانه کنید، و تمرکز خود را بر روی روابط سالم و مثبت دیگر در زندگی‌تان بگذارید.

مادرم به سفر طولانی رفته و من برای زندگی محتاج همراهی و حمایت او هستم چه کنم؟

مادرتان به سفر طولانی رفته و شما به همراهی و حمایت او نیاز دارید. این شرایط می‌تواند بسیار چالش‌برانگیز باشد، اما راهکارهایی وجود دارد که می‌تواند به شما کمک کند تا این دوران را بهتر پشت سر بگذارید:

1. ارتباط مستمر:

  • ارتباط روزانه: با مادرتان به طور منظم (مثلاً روزانه) تماس بگیرید. این تماس‌ها می‌تواند به شما آرامش دهد و احساس تنهایی را کاهش دهد. از طریق تماس صوتی و تصویری، ارتباط بیشتری برقرار کنید.
  • اطلاعات به روز: اطلاعات دقیق از برنامه سفر و محل اقامت مادرتان داشته باشید تا در صورت نیاز بتوانید با او تماس بگیرید یا به او دسترسی داشته باشید.

2. شبکه حمایتی:

  • خانواده و دوستان: با خانواده، دوستان و سایر افراد قابل اعتماد در مورد احساسات خود صحبت کنید. به اشتراک گذاشتن نگرانی‌هایتان با دیگران می‌تواند به شما کمک کند تا احساس تنهایی کمتری داشته باشید و از راهنمایی‌هایشان استفاده کنید.
  • گروه‌های حمایتی: اگر نیاز به پشتیبانی بیشتر دارید، به دنبال گروه‌های حمایتی آنلاین یا حضوری باشید. این گروه‌ها می‌توانند محلی امن برای به اشتراک گذاشتن تجربیات و دریافت پشتیبانی از دیگران باشند.

3. مدیریت احساسات:

  • توجه به خود: به نیازهای خود توجه کنید. خوردن غذای سالم، خواب کافی، ورزش و فعالیت‌های آرامش‌بخش می‌تواند به شما در مدیریت استرس و احساسات منفی کمک کند.
  • مدیتیشن یا یوگا: مدیتیشن و یوگا می‌تواند به کاهش استرس و بهبود سلامت روان شما کمک کند.
  • مشاوره: اگر احساساتتان بسیار شدید است و به تنهایی نمی‌توانید آنها را مدیریت کنید، از یک مشاور یا روانشناس کمک بگیرید.

4. برنامه‌ریزی برای زندگی روزمره:

  • برنامه ریزی: یک برنامه روزانه برای خودتان تهیه کنید تا روزهایتان منظم تر سپری شود و احساس کنترل بیشتری داشته باشید.
  • لیست کارها: یک لیست از کارهایی که باید انجام دهید تهیه کنید و آنها را به ترتیب اولویت انجام دهید.
  • کمک گرفتن: از دوستان، اعضای خانواده یا سایر افراد قابل اعتماد کمک بگیرید. ممکن است بتوانید در انجام برخی از کارهایتان از آنها کمک بگیرید.

5. توجه به نیازهایتان:

  • نیازهای عاطفی: سعی کنید فعالیت‌هایی که به شما لذت می‌بخشند را انجام دهید تا احساسات مثبت را در خود تقویت کنید.
  • نیازهای عملی: نیازهای عملی خودتان را برطرف کنید. از امکانات و خدمات موجود در محل زندگی خود استفاده کنید.
  • مهارت های جدید: شاید بتوانید از این فرصت استفاده کنید و مهارت‌های جدیدی یاد بگیرید که به شما در استقلال بیشتر کمک می‌کند.

مهم‌ترین نکته: به یاد داشته باشید که شما تنها نیستید و این شرایط موقتی است. با استفاده از راهکارهای بالا و حمایت افراد اطرافتان می‌توانید این دوران

بعد از مرگ مادر عزیزم میل به ادامه حیات ندارم

فقدان مادر بسیار دردناک است و کاملا قابل درک است که بعد از از دست دادن ایشان، میل به ادامه حیات خود را از دست داده باشید. غم از دست دادن یک عزیز، به خصوص مادر، یکی از عمیق‌ترین و دشوارترین تجربیات زندگی است و واکنش شما کاملاً طبیعی است. اما مهم است بدانید که این احساسات موقتی هستند و با گذشت زمان، بهبود خواهید یافت.

لطفاً بدانید که شما تنها نیستید و بسیاری از افراد چنین احساسی را تجربه کرده‌اند. اینکه احساس می‌کنید میل به ادامه حیات ندارید، نشان دهنده‌ی عمق غم و اندوه شماست و به هیچ وجه نشانه‌ای از ضعف نیست.

در حال حاضر، مهم‌ترین کار این است که از خودتان مراقبت کنید و به دنبال کمک حرفه‌ای باشید. لطفاً درنگ نکنید و با یکی از منابع زیر تماس بگیرید:

  • پزشک یا روانپزشک: آنها می‌توانند به شما در کنار آمدن با این احساسات کمک کنند و در صورت لزوم، داروهای مناسب را تجویز کنند. حتما این وضعیت را با پزشک خود در میان بگذارید.
  • روانشناس یا مشاور: یک روانشناس یا مشاور می‌تواند به شما در پردازش غم و اندوهتان، یادگیری مهارت‌های مقابله با استرس، و پیدا کردن راه‌های سالم برای کنار آمدن با این فقدان کمک کند.
  • خط تلفن‌های حمایتی: در بسیاری از کشورها، خطوط تلفن حمایتی وجود دارند که به افراد در مواقع بحرانی کمک می‌کنند. این خطوط تلفنی می‌توانند به شما در پیدا کردن منابع کمک و پشتیبانی دسترسی سریع‌تر بدهند. (شماره این خطوط در هر کشور متفاوت است؛ لطفاً در اینترنت یا از طریق پزشک خود جستجو کنید.)
  • گروه‌های حمایتی: شرکت در گروه‌های حمایتی برای افرادی که عزیزی را از دست داده‌اند، می‌تواند به شما کمک کند تا احساسات خود را با دیگران به اشتراک بگذارید و بدانید که تنها نیستید.

در کنار کمک‌های حرفه‌ای، چند نکته‌ی دیگر نیز می‌تواند به شما کمک کند:

  • اجازه دهید غمگین باشید: غم خود را سرکوب نکنید. به خودتان اجازه دهید که گریه کنید، صحبت کنید و احساسات خود را ابراز کنید.
  • از حمایت اطرافیان استفاده کنید: با خانواده و دوستانتان در مورد احساسات خود صحبت کنید و از آنها کمک بگیرید.
  • به خودتان مهربان باشید: در این شرایط، به خودتان مهربان باشید و از خودتان انتظار نداشته باشید که به سرعت بهبود یابید.
  • به تدریج به زندگی روزمره برگردید: به تدریج به فعالیت‌های روزمره خود برگردید، حتی اگر در ابتدا کوچک و ساده باشند.
  • به دنبال چیزهایی باشید که به شما آرامش می‌دهند: فعالیت‌هایی که به شما آرامش می‌دهند، مانند گوش دادن به موسیقی، قدم زدن در طبیعت، یا خواندن کتاب را انجام دهید.

لطفا به یاد داشته باشید که شما سزاوار زندگی و خوشبختی هستید و بهبود یافتن از این غم عمیق امکان پذیر است. از خودتان مراقبت کنید و به دنبال کمک حرفه‌ای باشید. تماس با یکی از منابع ذکر شده، اولین و مهم‌ترین گام در این مسیر است.

عالم محضر خداست

ماه رمضان امسال 

مروتی، مدیر کمپین معلولان، می‌گوید: «اگر پلیس، بهزیستی، بیمارستان‌ها و... برای این مفقودی‌ها سامانه‌ای طراحی کنند که بتوان از همان سامانه استعلام مفقودی‌ها را گرفت، خیلی از مشکلات حل می‌شود.»
تاریخ انتشار: ۰۹:۲۸ - ۰۷ خرداد ۱۴۰۳
  

اواخر اردیبهشت‌ماه امسال «امیرمهدی رضوانی» نوجوان ۱۴ ساله مبتلا به اوتیسم ساعت ۸ صبح از خانه‌شان در پاکدشت استان تهران خارج شد، اما برنگشت. خانواده امیرمهدی همه جا را گشتند تا اینکه هشت روز بعد از گم شدن فرزندشان او را در بیمارستان لقمان حکیم پیدا کردند.

به گزارش اعتماد، «بهروز مروتی»، مدیر کمپین معولان در مورد این خبر می‌گوید: «عوامل اورژانس و کادر بیمارستان نتوانستند بیماری امیرمهدی را تشخیص دهند و او را تحت عنوان نزاع و درگیری بستری کردند.»

به گفته مروتی؛ اگر پلیس، بهزیستی، بیمارستان‌ها و... برای این مفقودی‌ها سامانه‌ای طراحی کنند که بتوان از همان سامانه استعلام مفقودی‌ها را گرفت خیلی از مشکلات حل می‌شود.

امیرمهدی ابتدا به بیمارستان امام حسین و بعد به بیمارستان لقمان منتقل می‌شود

عموی امیر‌مهدی رضوانی در مورد این اتفاق می‌گوید: «بچه‌هایی که بیماری اوتیسم دارند مرتب از خانه فرار می‌کنند. امیر قبلا هم گم شده بود، اما یکی از همسایه‌های آن‌ها او را در مرکز شهر پیدا می‌کند و به خانه برمی‌گرداند، اما ساعت ۸ صبح سه‌شنبه ۲۵ اردیبهشت‌ماه امسال امیر کیسه زباله را از داخل خانه برمی‌دارد و به مادرش می‌گوید که به سر خیابان می‌رود تا کیسه زباله را داخل سطل آشغال بیندازد و برگردد، ولی دیگر از امیر خبری نمی‌شود. بعد برادرم به من اطلاع می‌دهد و ماجرا را تعریف می‌کند. از آنجایی که برادرم در پاکدشت زندگی می‌کند به کلانتری‌های پاکدشت، بیمارستان‌ها و حتی پزشکی قانونی مراجعه کردیم و به آن‌ها اطلاع دادیم. از طرف دیگر خودمان در فضای مجازی، عکس امیرمهدی و موضوع گم شدن او را منتشر و اطلاع‌رسانی کردیم. چند روز بعد یک بنده خدایی با ما تماس گرفت و گفت امیر را در خط بی‌آر‌تی آزادی به تهرانپارس دیده، اما از امیر اطلاعات بیشتری نداشت.»

او همچنین در ادامه می‌گوید: «دو، سه روز بعد یک نفر که خودش تحت پوشش بهزیستی بود و حالا در یکی از مغازه‌های پاساژ علاءالدین کار می‌کند با ما تماس گرفت و گفت امیرمهدی در اتوبوس خوابش برده بود که راننده او را صدا زده و گفته آخر خط است و باید پیاده شود. بعد هم گفت، چون خودم تحت پوشش بهزیستی بودم متوجه شدم امیر حالت طبیعی ندارد و ترسیده. برای همین با اورژانس تماس گرفتم و اورژانس او را به بیمارستان امام‌حسین برده. اگر به این بیمارستان مراجعه کنید حتما پیدایش می‌کنید. خلاصه این موضوع را به پدر امیر اطلاع دادم و آن‌ها به بیمارستان امام‌حسین رفتند، اما کادر بیمارستان جوابگوی پدر امیرمهدی نبود و حتی گفتند چنین شخصی با این مشخصات اینجا نیامده است، اما برادرم به پرس و جویش در بیمارستان امام حسین ادامه می‌دهد تا اینکه یکی از عوامل بیمارستان به او می‌گوید پسر شما به بخش روان درمانی بیمارستان امام‌حسین منتقل شده است. برادرم به همان بخش مراجعه می‌کند، اما آنجا به او می‌گویند که امیرمهدی را به بیمارستان لقمان‌حکیم منتقل کردند. برادرم به بیمارستان لقمان مراجعه می‌کند و در نهایت امیر را آنجا پیدا می‌کند. حالا کادر بیمارستان به برادرم گفتند باید بابت هشت روزی که امیرمهدی آنجا بستری بوده، ۱۶ میلیون تومان پرداخت کنند.»

عموی این نوجوان مبتلا به اوتیسم در پاسخ به اینکه چه زمانی خانواده متوجه شده که امیرمهدی اوتیسم دارد، می‌گوید: «امیرمهدی کلاس دوم دبستان بود که پزشک متخصص او تشخیص داد بیماری اوتیسم دارد، ولی نمی‌دانیم چرا قرص‌هایی که برای امیر تجویز شده به جای اینکه حالش را بهتر کند بدتر کرده. برادرم کارگر است و وضع مالی مناسبی ندارد. با این حال تمام درآمدش را صرف بیماری امیر می‌کند. پزشک متخصص هم گفته بیماری اوتیسم درمان ندارد. به هر حال هزینه درمان این بیماری بسیار بالاست.»

تولد بچه‌های معلول در حال افزایش است و باید برنامه‌هایی جهت ارتباط و همکاری سازمان‌ها ایجاد شود

«بهروز مروتی» مدیر کمپین معلولان درباره این خبر می‌گوید: «مطمئنم که هر خانواده فرزندش را با بیشترین شرایط امنیتی حفظ و مراقبت می‌کند، اما، چون بار‌ها و بار‌ها کودکان اوتیسم از خانه فرار می‌کنند، خانواده‌ها شرایط بدی را تجربه می‌کنند. بنابراین خانواده‌ها گاهی اوقات بر اثر خستگی از کودک غافل می‌شوند و کودک امکان دارد به هر بهانه از خانه خارج شود و دیگر برنگردد. متاسفانه این نمونه‌ها در کودکان طیف اوتیسم و معلولیت‌های ذهنی زیاد دیده می‌شود، اما، چون کودکان مبتلا به اوتیسم کلیشه فرار از خانه دارند گم شدن آن‌ها زیاد اتفاق می‌افتد. چون کودکان طیف اوتیسم اصلا دوست ندارند داخل جایی باشند و مدام می‌خواهند از محلی که در آن هستند فرار کنند. این موضوع، شرایط نگهداری را برای خانواده‌های آنان سخت می‌کند. خانواده این کودکان چه اقداماتی باید انجام دهند که ۲۴‌ساعت کودک‌شان را حفظ کنند! خانواده‌ها نمی‌توانند کودک مبتلا به اوتیسم خود را حبس یا گوشه‌ای از خانه زندانی کنند. پس یک لحظه امکان دارد این کودکان درِ خانه را باز کنند و از خانه خارج شوند. به عنوان مثال معراج (ابوالفضل) گرجی نوجوان ۱۶‌ساله مبتلا به اوتیسم از مهر‌ماه ۱۴۰۲ تا الان گم شده و از او هیچ خبری نیست. بنابراین موضوع گم شدن در کودکان طیف اوتیسم بیشتر مشاهده می‌شود و متاسفانه در مورد این مفقودی‌ها کم کاری شده است. چند وقت پیش نیز مرتضی ابراهیم‌آبادی مرد ۴۷‌ساله‌ای که یک دست و پای او دچار معلولیت بود حدود ساعت ۱۲ شب از خانه خارج می‌شود.

خانواده تمام مراکز را سر می‌زند، اما خبری از او نمی‌گیرد تا اینکه چند روز بعد وقتی ماجرا را پیگیری کردم مطلع شدم مرتضی همان شب که از خانه خارج شده تصادف کرده و او را دفن کردند. از اثر انگشت مرتضی او را شناسایی کرده و فهمیده بودند هویتش چیست! خانواده قبل از اینکه خبر فوت مرتضی را بشنود به پلیس و بیمارستان‌ها اطلاع داده بود. با این حال کسی خبر فوت مرتضی را به خانواده اطلاع نمی‌دهد. اگر پلیس، بهزیستی، بیمارستان‌ها و... برای این مفقودی‌ها سامانه‌ای طراحی کنند که بتوان از همان سامانه استعلام مفقودی‌ها را گرفت خیلی از مشکلات حل می‌شود. در همین مورد آخر؛ امیرمهدی رضوانی نوجوان طیف اوتیسم وقتی داخل اتوبوس بوده، راننده شرکت واحد او را آخر خط پیاده کرده است.

این راننده هیچ آموزشی ندیده که اگر با چنین مورد یا مواردی از جمله سالمندانی که دچار آلزایمر هستند روبه‌رو می‌شود، چه اقداماتی انجام دهد. اگر آن راننده آموزش‌های لازم را دیده بود به جای اینکه امیرمهدی را پیاده کند با اورژانس اجتماعی (۱۲۳) تماس می‌گرفت، اما چه اتفاقی افتاد! راننده در جریان نبوده و فقط یک بنده خدایی متوجه شده حال امیرمهدی مساعد نیست برای همین با اورژانس تماس گرفته است. حتی عوامل اورژانس هم نتوانسته بودند متوجه شوند امیرمهدی اوتیسم دارد و او را به بیمارستان امام‌حسین منتقل می‌کنند.

کادر درمانی بیمارستان امام‌حسین هم نتوانسته بیماری اوتیسم امیرمهدی را تشخیص دهد و بچه را تحویل بیمارستان لقمان حکیم می‌دهد. جالب اینجاست که امیرمهدی را تحت عنوان نزاع و درگیری تحویل بیمارستان دادند. در صورتی که امیرمهدی بیمار است و در خیابان هیچ‌گونه نزاعی نداشته است. جدا از این مساله وقتی خانواده در پروسه جست‌وجو، سراغ عوامل بیمارستان امام‌حسین می‌رود به آن‌ها گفته می‌شود که شخصی با این مشخصات اینجا آورده نشده است! درنهایت وقتی یکی از عوامل بیمارستان می‌بیند پدر امیرمهدی با قسم و آیه، خواهش و تمنا پیگیر بچه‌اش است به او می‌گوید که چنین موردی در بخش روان درمانی بیمارستان بستری بوده، اما او را به بیمارستان لقمان منتقل کردند.»

مروتی در ادامه می‌گوید: «فرض کنید اگر این فرد که از عوامل بیمارستان امام‌حسین بود به خانواده اطلاع نمی‌داد، خانواده چند وقت دیگر باید دنبال امیرمهدی می‌گشت؟ یعنی وقتی چنین اتفاقی می‌افتد تمام خانواده درگیر مشکلی می‌شوند که آن مشکل با ایجاد یک سامانه، تفاهم‌نامه و یک همکاری بین بخشی و بین دستگاهی به راحتی حل می‌شود و می‌تواند این موارد را به حداقل برساند. وقتی خانواده‌ای کودکش گم می‌شود هم باید استرس پیدا کردن کودکش را داشته باشد و هم اسیر این سازمان‌ها و ادارات شود و جالب اینکه به نتیجه‌ای هم نمی‌رسد. مثلا در ماجرای گم شدن معراج گرجی شنیدم که پدرش در مورد آخرین خبری که از فرزندش داشته، گفته که معراج را به مرکز ترک اعتیاد منتقل کردند و در آنجا از معراج ۱۶‌ساله که مبتلا به اوتیسم است، تست اعتیاد گرفتند و وقتی متوجه شدند اعتیاد ندارد او را رها کردند.

مرکز ترک اعتیاد تحت نظارت سازمان بهزیستی است. یعنی این مراکز در حد یک اطلاع‌رسانی ساده با هم در ارتباط نیستند. ارتباط و همکاری بین سازمان‌ها بسیار مهم است. با توجه به اینکه تولد بچه‌های معلول در حال افزایش است باید حتما برنامه‌هایی جهت ارتباط سازمان‌ها ایجاد شود. قبل انقلاب و اوایل انقلاب پیش از اینکه برنامه‌های تلویزیون شروع شود آیتمی در حد ۱۰ الی ۱۵‌دقیقه پخش می‌شد که عکس و اسامی مفقودشدگان را نشان می‌داد و همه افراد از اسامی مفقودی‌ها اطلاع پیدا می‌کردند، اما در حال حاضر چنین اقداماتی صورت نمی‌گیرد و رسانه‌ها در مورد مفقودشدگان هیچ دستورالعمل مشخصی ندارند. حتی رسانه‌های نوشتاری مانند روزنامه‌ها می‌توانند یک ستون برای انتشار عکس و اسامی مفقودشدگان به خود اختصاص دهند و پلیس، اورژانس، بیمارستان‌ها، پزشکی قانونی و... پای کار بیایند تا آمار مفقودشدگان کمتر شود.

از آنجایی که سال‌هاست آمار موثقی از گم شده‌ها منتشر نمی‌شود، نمی‌توان عدد و رقم خاصی را برای این موضوع در نظر گرفت. در واقع مواردی هم که منتشر می‌شود با آمار واقعی همخوانی ندارد. متاسفانه در دولت سیزدهم جلوگیری از انتشار آمار و ارقام به یک معضل تبدیل شده است. نبود آمار درست باعث می‌شود صورت‌مساله پاک شود و، چون صورت‌مساله پاک می‌شود گمان می‌رود که مساله حل شده است.»