عطار و عشق یک زن«رابعه»
در اینجا مجالی فراهم آمده است تا به زن و جایگاه او در زمانه عطار بپردازیم و ببینیم دیدگاه این شیخ روشنفکر قرن ششم در مورد زنان چه بوده است و در مجموعه آثارش به کدام دسته از زنان توجه بیشتری داشته و تعبیر او از زن و هویت انسانی و نقش او در جامعه چگونه بوده است.
«عطار به احتمال قوی همسر و فرزندانی داشته، اما اسناد مستقیم زندگی او در این باره اطلاع روشنی به دست نمی دهد.» بدیهی است که عطار با التفاتی که به چهره های برتر زنان تاریخ ایران و اسلام و عرفان نشان می دهد هویت انسانی اجتماعی زن را کاملاً پذیرفته است.
زنان آثار عطار، رسالت های چندگانه ای را ایفا می کنند. زن در نقش همسر، زن در نقش مادر، زن مظهر عشق و دلدادگی، زن مظهر پارسایی و توکل، زن مظهر زهد و پرهیزکاری و زن مظهر خردمندی.
جدول زیر نام چهره های شاخص زنان و شماره تعداد حکایاتی را که نام آنها در آن ذکر شده نشان می دهد.
همانگونه که ملاحظه می کنید حکایات مربوط به لیلی 27 مورد، رابعه عدویه 9 مورد، زلیخا 6 مورد، فاطمه(س) 5 مورد، مریم و زبیده و حوا و ام هانی و زین العرب (رابعه قزداری) هم هر یک، یک یا دو حکایت را به خود اختصاص داده اند.
از تکرار فراوان نام لیلی و رابعه و زلیخا معلوم می شود که دو دسته زنان عارف و عاشق مهم ترین گروههای زنان مورد نظر عطار هستند. لیلی و زلیخا دو سمبل اسطوره ای عشق و رابعه چهره زاهدانه تقوی و پرهیزکاری.
بیا ای مرد اگر با ما رفیقی
بیاموز از زنی عشقی حقیقی
غیر از داستانهای لیلی و مجنون و یوسف و زلیخا که از داستانهای مشهور ادب فارسی است، داستان زین العرب و بکتاش که در الهی نامه آمده است از جمله داستانهای خواندنی و جالب عطار است. این داستان که نمونه عشق عذری و پاک عشاق است، مظهر و مثال عشق آرمانی، الهی و پاک است. عشق، بی شائبه شهوت و آلودگی جسمانی و نفسانی. داستان زین العرب که در الهی نامه آمده است همان داستان رابعه بنت کعب قزداری است که از شاعران مشهور قرن چهارم هجری است. عوفی گفته است که او بر نظم تازی و فارسی هر دو دست داشته است.جامی هم در نفحات الانس از قول ابوسعید ابی الخیر گفته است که: «دختر کعب عاشق بود بر آن غلام. اما پیران همه اتفاق کردند که این سخن که او می گوید نه آن سخن باشد که بر مخلوق توان گفت. او را جای دیگر کار افتاده بود.»
زین العرب (رابعه) دختر کعب از پادشاهان بلخ است. کعب هنگام مرگ دختر را به برادر وی حارث می سپارد و به او سفارش می کند که همسری شایسته برای وی برگزیند. زین العرب در زیبایی چهره تمام بود و این خوبرویی او با لطافت روح و طبع آمیزگاری داشت. او شعر می سرود و قوت تمام در شاعری داشت:
چنان در شعر گفتن خوش زبان بود
که گویی از لبش طعمی در آن بود
در یکی از جشن هایی که حارث برادرش در باغ زیبای قصر بر پا کرده است، چشم زین العرب به طور اتفاقی به بکتاش غلام حارث می افتد و شیفته زیبایی وی می شود. بکتاش در زیبایی و نکویی چون یوسف بود و همین زیبایی وی موجب شیدایی دختر می شود تا به حدی که بیمار می شود و سرانجام دایه که از راز زین العرب خبردار می شود بکتاش را از این عشق آگاه می کند و بکتاش نیز شیفته روی ندیده یار می شود. نامه های شاعرانه دختر به بکتاش بر شدت عشق وی می افزاید:
نمی دانست کاری آن دل افروز
بجز بیت و غزل گفتن شب و روز
روان می گفت شعر و می فرستاد
بخوانده بود آن گفتی بر استاد
غلام آنگه به هر شعری که خواندی
شدی عاشق تر و حیران بماندی
«روزی آن غلام آن دختر را ناگاه دریافت. سر آستین وی گرفت. دختر بانگ بر غلام زد و گفت: ترا این بس نیست که من با خداوندم و آنجا مبتلایم و بر تو بیرون دادم که طمع می کنی؟
دختر در فراق معشوق اشعار غرّا می سرود و می فرستاد و اتفاقاً حارث از طریق رودکی شاعر از ماجرا خبردار شد. پس بکتاش را به چاهی انداخت و دستور داد تا زین العرب را در حمامی کرده و شاهرگهای دست وی را بزنند و به این ترتیب این قصه عاشقی پایان می یابد. پس از مدتی بکتاش فرصت فرار می یابد، حارث برادر زین العرب را می کشد و بر سر گور معشوقه حاضر می شود و با فرو بردن شمشیر در شکم به زندگی خود پایان می دهد.
جذابیت روایت زین العرب و بکتاش در الهی نامه و همچنین علت نقل این ماجرای عاشقانه و شرح آن از طرف صوفیه از آنجاست که هنگامیکه بکتاش دختر را درمی یابد و اظهار عشق می کند، دختر او را از خود دور می کند و بکتاش را تنها بهانه عشق و عاشقی خود می داند.
دکتر شمس الدین کهانی ، متخصص روانشناسی بالینی
متاسفانه در برخی از انواع اختلالات روانی بیمار به دلیل عدمآگاهی از بیماری یا شدت علایماش، همکاری لازم را در درمان ندارد و حتی ممکن است اطرافیان خود را بیمار بپندارد (یعنی که آنها نیازمند دارو هستند نه خود بیمار).
گاهی علت این عدم همکاری در مصرف داروها.و درمان، میتواند ناشی از بدبینی بیمارگونه و هذیان بیمار باشد ،به نحوی که بیمار ممکن است این باور و اعتقاد را پیدا کند که دیگران سعی دارند از طریق مصرف دارو به او آسیب یا صدمهای را وارد کنند. تصور میکند، کسانی با او دشمنی دارند و میخواهند به او صدمه بزنند.
یا تصور میکند اعضای خانواده یا اطرافیانش میخواهند او را مسموم کنند یا بکشند.
مهمترین وظیفه خانواده، حفظ و ایجاد آرامش در محیط زندگی و اجتناب از هرگونه سرزنش نسبت به بیمار است.به عنوان مثال انتقاد از بیماری که همانند گذشته توانایی کارکردن خود را از دست داده است، به اینکه تنبل و کاهل شده است، فقط میتواند باعث خشم و رنجش بیشتر بیمار گردد،
متأسفانه خیلی از خانواده ها وجود بیماری روانی را در فرزند، همسر، یا والدین خود انکار میکنند و این نوع رفتار ها را از سر لجاجت و تنبلی بیمار میدانند، که این نگرش و توقعات نامناسب میتواند بر شدت و وخامت بیماری بیفزاید ،در حالی که بیمار نیازمند درمان حرفهای توسط روانپزشک و روانشناس بالینی است.
خیلی مهم است که خانواده با نوع بیماری و علایم و نشانههای بیماری آشنا باشند، تادر صورت برگشت و عود علایم، با پزشک معالج تماس برقرار کنند.
و سرانجام توصیه عملی برای خانوادههایی که از بیماران مزمن و شدید خود نگهداری می کنند ،این است که با شناسایی یکدیگر در انجمن حمایت از بیماران شدید روانی ،نظیر احبا ،گروههای خودیاری تشکیل دهند تا با استفاده از تجربیات و امکانات یکدیگر بتوانند در توانبخشی بیماران خود نقش مثبت و سازنده ایفا کنند.
بیمار را برای تدوین واجرای یک برنامه سبک روزانه و منظم تشویق کنید.
انجام این کار مانع از تغییرات زیاد و غیرقابل پیش بینی در برنامه روزانه میشود.
موفقیت در تنظیم و اجرای برنامه به منظم شدن ساعات خواب و بیداری بیمار کمک میکند و علاوه بر آن سبب میشود بیمار در سایر فعالیتها مانند خرید مایحتاج خانه، کارهای منزل، تنظیم اوقات فراغت و تفریح، مشارکت فعالتری داشته باشد.
بیمار را به مصرف منظم داروهایش تشویق و بر مصرف آن، نظارت کنید.
افزایش آگاهی شخص از بیماری خود، همکاری او را برای مصرف منظم داروها بیشتر خواهد کرد.
ضمن تشویق بیمار به مصرف منظم داروها، از دور و نزدیک (بسته به میزان همکاری بیمار) ،بر چگونگی مصرف داروها توسط بیمار نظارت کنید.
به بیمار برای شرکت در فعالیتهای تفریحی و اجتماعی مناسب کمک کنید.
گردش در پارک نزدیک منزل، شرکت در جلسات تفریحی و مذهبی و اعیاد، شرکت در جلسات آموزشی مربوط به بیماری ،در برخی از مراکز درمانی، از جمله مواردی است که با رعایت پروتکل های بهداشتی تا حدی می تواند بر کیفیت زندگی خانواده بیفزاید، سعی کنید در اجرای برنامه های تنظیم شده، ثابت قدم باشید.
برای این منظور وظایف را میان اعضای خانواده تقسیم کنید و پیگیر وظایف یاد شده باشید تا به نحو مطلوبی انجام گیرد.
با بیمار خود آهسته و شمرده و با لحن و آهنگ ملایمی صحبت کنید و در دستورات خود از جملات کوتاه استفاده کنید.
از انتقادکردن و به کار گیری سخنان کنایه آمیز خودداری کنید.
بیمار را برای رفتار های مثبت وی، هر چند هم کوچک باشند، تشویق کنید و در انجام کارهای دشوار با وی مشارکت داشته باشید.
کیست کز روی کرم ، با ما وفاداری کند
برجان بد کاری چون من ، یکدم نکو کاری کند
اول ببانگ نای و نی ، آرد بدل پیغام وی
وآنگه به یک پیمانه می ، با من وفاداری کند
دلبر که جان فرسود ازو ، کام دلم نگشود ازو
نومید نتوان بود ازو ، باشد که دلداری کند
گفتم گره نگشوده ام ، زان طرّه تا من بوده ام
گفتا منش فرموده ام ، تا با تو طرّاری کند
پشمینه پوش تند خو ، از عشق نشنیدست بو
از مستیش رمزی بگو ، تا ترک هشیاری کند
چون من گدای بی نشان ، مشکل بود یاری چنان
سلطان کجا عیش نهان ، بارند بازاری کند
زان طره پر پیچ و خم ، سهلست اگر بینم ستم
از بند و زنجیرش چه غم ، هر کس که عیّاری
نازک کردن پشت چشم!